شکست اردوغان در قمار سوریه


روايت روزنامه عرب‌زبان از شکست اردوغان در قمار سوریه
گروه بین الملل: بعد از روی کار آمدن اردوغان در ترکیه و خصوصا بعد از مواضع «اعلامی» ضد اسرائیلی وی، بسیاری حساب بسیاری بر روی وی باز می کردند. اما موضوع سوریه باعث شد تا پشت صحنه ی فکری و سیاسی وی روشن تر شود. پیشروی (و ای بسا بتوان گفت «تندروی») های اردوغان در موضوع سوریه حتی از آمریکا و کشورهای عربی هم بالاتر بود.
به گزارش رجانيوز، اما هر چه زمان بیشتری می گذرد، بیشتر روشن می شود که اردوغان در این قمارش، چیزی جز یک بازنده ی بزرگ نبوده است که حالا از هر دو طرف رانده شده است. این موضوعی است که در رسانه های مختلف عربی هم به آن پرداخته می شود، از جمله یادداشت چند روز پیش «حسنی محلی» (تحلیلگر عرب ساکن استانبول) در روزنامه «الاخبار» لبنان که ترجمه ی آن را در ادامه مي خوانيد:
 
موضعگیری آمریکا درباره لزوم تعویض «شورای ملی انتقالی سوریه» با یک گروه جایگزین، بحث های زیادی را در محافل منطقه ای و بین المللیِ پیگر موضوع سوریه برانگیخته است، بدون اینکه کسی از نقش ترکیه در تمامی این تحولات ناگهانی سخنی به میان بیاورد. می دانیم که دولت اردوغان، در موضوع سوریه از همه پیشی گرفته بود: اولین نشست سران مخالفین دولت سوریه را ترکیه در ماه می 2011 در آنتالیا میزبانی و برگزار کرد و همه را از این موضعگیری پیش دستانه درباره بشار اسد و حکومتش شوکه کرد. همچنین، حتی قبل از اینکه پناهنده ای از سوریه وارد ترکیه شود، دولت اردوغان دستور برپایی اردوگاه هایی برای آوارگان سوری را در ترکیه صادر کرد تا به همه ثابت کند که دولت ترکیه از همان اول مایل بود که نقش پیشگام و رهبر را در موضوع سوریه بازی کند. تحول مهم، بعد از این اتفاق افتاد، وقتی که آنکارا اردوگاه هایش را به روی ارتشی های جدا شده از نظام سوریه باز کرد و همین ها بودند که کمی بعد نام «ارتش آزاد سوریه» را برای خود برگزیدند و منطقه ی انتاکیه در ترکیه مأمن و پناهگاه اصلی خودشان و تمامی اردوگاه های سری و آشکارشان شد. مدتی بعد هم رسانه های غربی و ترکیه ای به تفصیل از همکاری های بین المللی و منطقه ای از کانال ترکیه بر ضد نظام سوریه بحث کردند؛ موضوعی که خود را در تمامی شکل ها و انواع حمایت های مالی و نظامی و لوجستیکی از ارتش آزاد (و همچنین از همه ی گروه های مسلحی که نیروهای عرب و غیر عربشان از طریق مرزهای ترکیه وارد سوریه می شدند) نشان داد. ضمن اینکه مجموعه ی این گروه ها از حمایت نظامی و اطلاعاتی بسیار بالایی از طرف ترکیه برخوردارند و این چیزی است که در برخی موفقیت های نظامی مخالفین مسلح در مناطق شمالی سوریه (خصوصا حلب و ادلب) نقش داشته است و در این مناطق، مخالفین مسلح توانسته اند بر معبرهای رسمی مرزی بین دو کشور مسلط شوند. 
اما تمام این تحرکات ترکیه کافی نبوده است برای اینکه هدف استراتژیک یعنی سقوط نظام سوریه از طریق تبدیل کردن حلب به بنغازی دوم (با کشیدن کمربندی امنیتی ترکی ای در مناظق شمالی سوریه یا با برقراری منطقه ی پرواز ممنوع برای حمایت از گروه های مسلح) محقق شود.
در ضمن، ترکیه در استفاده از موضوع ساقط شدن یک فروند هواپیمایش در آسمان سوریه در 22 ژوئن گذشته برای کسب حمایت پایتخت های غربی و همچنین در استفاده از موضوع شلیک چند فروند خمپاره از جانب سوریه به این کشور شکست خورد، چرا که ناتو اینکه یک طرف در درگیری «ترکیه-سوریه» باشد را رد کرد، با این استدلال که توجیهات ترکیه، غیر منطقی و غیرکافی برای اعلان جنگ به دمشق است.
سیاست های خصمانه ی ترکیه در قبال سوریه، از خلال سخنرانی های روزانه ی اردوغان و وزیر خارجه اش داووداوغلو ادامه داشت و این دو نفر همه ی امکاناتشان را به کار گرفتند تا دشمنی مردم ترکیه را بر علیه بشار اسد برانگیزند. کما اینکه همین تلاش را برای کسب حمایت پایتخت های غربی هم انجام داده بودند، ولی ناگهان ترکیه تبدیل به قربانی طرح جدید غربی ها شد، طرحی که ترکیه را به باتلاق سوریه فرو برد، با همه معادلات منطقه ای اش.
بدین ترتیب ثابت شد که دیپلماسی ترکیه از بسیاری از رمز و رازهای پیچیده ناآگاه است، خصوصا درباره ی ایران و درباره ی روسیه. و این همان چیزی بود که موجب شده زوج اردوغان-داووداوغلو (که خود را در دست دارنده ی اول و آخر ورق سوریه می دانستند) اصطلاحا «کله پا» بشوند!
شورای ملی انتقالی» [که حتی در رسانه ها با عنوان «شورای استانبول» خوانده می شد] پیرو دستورات و آراء اردوغان-داووداوغلو بود، و همه می دانستند که اگر حمایت و پذیرش ترکیه پشت سر این شورا نباشد، این شورای اصلا وجود خارجی نخواهد داشت. اما در همین زمان، آن سخنرانی کلینتون [مبنی بر لزوم جایگزین کردن یک گروه دیگر با شورای ملی انتقالی] انجام شد تا ثابت کند که آنکارا نسبت به بسیاری از قواعد پنهان و آشکار بازی دیپلماتیک در  محافل سیاسی تصمیمگیر خاورمیانه جاهل است. محافلی که شاهد رقابت های پنهان و آشکار و مستقیم و غیر مستقیم است. و این چیزی است که تحرک اخیر آمریکایی ها درباره موضوع مخالفین حکومت سوریه را تفسیر می کند، خصوصا حالا که روشن شده با توجه به اینکه نظام سوریه پیوستگی و انسجام خود را (چه در سطح مردمی و چه در سطح نیروهای نظامی) حفظ کرده، سرمایه گذاری و حساب کردن روی این مخالفین چندان هم کار آسانی نیست.
و حالا می بینیم که افکار عمومی ترکیه علیه وارد شدن اردوغان در موضوع سوریه (که بر علیه منافع ملی ترکیه بوده) عکس العمل نشان می دهد. همچنین اوضاع در مناطق کردنشین سوریه هم خطیر است و این چیزی است که به صورت مستقیم با موضوع کردهای ترکیه ارتباط دارد چرا که طرفدارن حزب کارگران کردستان (پ ک ک) [که در بین کردهای ترکیه طرفداران زیادی دارد] در افکار عمومی کردهای سوریه هم بیشترین طرفدار را دارند.
حالا سؤال اصلی این است: از تمام این وارد شدن خطرناک ترکیه به موضوع سوریه چه چیزی عاید شده است؟ و عاید چه کسی شده است؟
رسانه های ترکیه حالا دائما از شکست سیاست های وزیر خارجه ی کشورشان احمد داوود اوغلو سخن می گویند، و بسیاری در ترکیه، مسئولیت این شکست بزرگ (با تمام نتایج و پی آمدهای خطیرش) را بر عهده ی او می دانند. خصوصا بعد از دور رانده شدن ترکیه از موضوع سوریه، با نقشی که به قطر اعطا شد و همچنین با خیانتی که امیر قطر به دوست صمیمی اش داوود اوغلو کرد و در سفر به غزه ی تحت محاصره از او پیشی گرفت، درحالیکه اردوغان در حال برنامه ریزی بود برای سفر به غزه به عنوان رهبری اسلامی که رهبری منطقه را در مرحله ی بهار عربی به عهده دارد! 
 

نام:
ايميل:
نظر


 
ارسال
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=144731

Commenti